خنده

خنده ی آدما همیشه از دلخوشی نیست

گاهی شکستن دلی کمتر از ادم کشی نیست

گاهی دل انقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره

یه حرف ساده هم گاهی چقدر غم میاره.

امتحان عشق

قلب عشق امتحان در جلسه امتحانِ عشق
من مانده‌ام و یک برگۀ سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی..
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی‌شود!
در این سکوت بغض‌آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می‌کند!
و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می‌کشد!
عشق تو نوشتنی نیست..
در برگه‌ام، کنار آن قطره، یک قلب می‌کشم!
وقت تمام است.
برگه‌ها بالا..

باز هم برای تو

هنوز هم عاشقانه‌هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم..
هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم..
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است..

قانون

قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق
عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.
چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!
که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی 
و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی
و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی
و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری…

روز های کودکی

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..
آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

نمیدانم چرا باور نداری که دوستت دارم.نمیدانم درباره من چه فکرایی میکنی.نمیدانم دوستت دارم یا که عاشقتم فقط اینو میدانم که تا آخرش مثل مجنون حتی اگر قرار باشد کوه ها رو هم بکنم میکنم تا برات بمیرم.بیا که گل های خونه بیرنگه و دلم بد جوری دل تنگه.

 

Don't go for wealth
even that fades away Go for sum1 who makes u
smile becoz only a smile makes
a dark day seem brigh

only for u

بنویس

بنويس
خاطرات آينده را 
و مقدر كن احتمال ديدارمان را 
در قيامتي نزديك 
طوري كه هيچ يادم نيامده باشد 
طوري كه هيچ يادت نيامده باشد بنويس

نام كوچكم را بزرگ 
درست كنار نام خودت 
و در خاطرات آينده 
مصور كن 
آفتاب بمانی

یا هو

خدایا برای آخرین بار صداشو شنیدم آخ که چقدر تغییر کرده بود صداش

خدایا شاید به بازیم گرفت اما من ازش گذشتم از ته دلم بخشیدمش

صدف من بخشیدمت از ته دلم برو با هرکی که دوس داری باش عزیزم

صدف واسم سخته که باور کنم تو کس دیگه ای رو بوسیدی

بای واسه همیشه

بنام عشق

من همون جزیره بودم خاکی , صمیمی و گرم                    واسه عشق بازی موجا قامتم یه بستر نرم

یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجا                       یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی  توی قلبم پا گذاشتی                   غصه ی عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد                       برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه                           ابر و باد و دریا گفتن  حس عاشقی همینه 

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی                          اما تا قایقی اومد از من و دلم گذشتی

رفتی با قایق عشقت سوی روشنی فردا                           من و دل اما نشستیم چشم براهت لب دریا                                              

کاش بودی تا من نیز چیزی برای از دست دادن داشتم …
.
.
جای خالی تو داره همه دنیامو میگیره !
.
.
من شکستن نمیدانم ولی هرکس از کنارم گذشت شکستن را خوب بلد بود ؛
دلم را ، عهدش را ، غرورم را ، کمرم را …
دلم را با نگاه سردش و کمرم را با رفتنش !
.
.
آشپزی ام خوب نیست ؛ اشک پشت پا بریزم برایت ؟؟؟
.
.
امشب انگار قرصها هم آلزایمر گرفتن …
لعنتیا یادشون رفته که خواب آورن نه یــــــــاد آور …
.
.
گاهی از خیال من گذر می کنی …
بعد اشک می شوی …
رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من …
.
.
راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود !
تو … هیچ کجا نیستی …
.
.
تو را هرگز آرزو نخواهم کرد ، هرگــــــــز …
چون محال میشوی مثل همه آرزوهایم !

بارالها …
“زخم”ها ، “رحم” میخواهند …
فقط این دو نقطه را بردار …
.
.
میان آن همه الف و ب و مشق دبستان … آنچه در زندگی واقعیت داشت خط فاصله بود …
.
.
ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﻳﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺩﻝ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ !
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ !
.
.
درد یعنی : مدتی هست که نیست …
.
.
می خواستم بمانم ، رفتم …
می خواستم بروم ، ماندم …
نه رفتن مهم بود و نه ماندن ؛ مهم من بودم که نبودم …
.
.
کاش میشد صداها رو هم کنار عکساشون قاب کرد روی دیوار …
.
.
سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی … او از نژاد جاده باشد و رفتنی …
آری روزها گذشت ؛ همان شد : او رفت و من شکستم …

هنوز هم دلم تنگ می شود

برای محض حرف زدنت

و برای تکیه کلامهایت

که نمی دانستی

فقط کلام تو نبود

من هم به آنها …

تکیه داده بودم!

مهر تو در ساحل روحم وزید
چشم تو در گنجۀ عشقم خزید
با تو وفا کردم و لبخند تو
مار شد و کفتر جانم گزید

کمی گیجم کمی منگم عجیب است

پریده بی جهت رنگم عجیب است

تو را دیدم همین یک ساعت پیش

برایت باز دلتنگم عجیب است

مشکل از تو نبود

از من بود

با کسی حرف میزدم

که سمعک هایش را

پیش دیگری جا گذاشته بود . . .

.

از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم

و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی

من بدهکارت می شوم . . .

همه متولد شدیم (میشیم)

همه مردیم (میمیریم)

و هی چه زود دیر میشه

سقوط

 

هیچ ارتفاعی برای سقوط مرگ من کافی نیست … از چشمان تو باید بیفتم

برای نگفتن

آنقدر

حرف دارم

که زبان حوصله ام

سر رفته است

و برای نوشتن نیز

آنقدر

که قلم

میان انگشتانم

به خواب میرود

عاشقی

عاشقی جرم قشنگی است به انکارش مکوش

به تو مدیونم

مثل شب به صبح فردا

مثل موج سرد و تنها به نگاه ناز دریا

بی تو چه کنم ؟

رفتنت موج غریبی است که دل می شکند

بهت گفتم دوستت دارم

اما تو رفتی

حالا لحظه ها می گزرن آروم و به سختی

چرا غم ها نمی دانند

که من غمگین ترین غمگین شهرم

بیا ای دوست با من باش

که من تنها ترین تنهای این شهرم

عاشقی

عاشقی جرم قشنگی است به انکارش مکوش

به تو مدیونم

مثل شب به صبح فردا

مثل موج سرد و تنها به نگاه ناز دریا

بی تو چه کنم ؟

رفتنت موج غریبی است که دل می شکند

بهت گفتم دوستت دارم

اما تو رفتی

حالا لحظه ها می گزرن آروم و به سختی

چرا غم ها نمی دانند

که من غمگین ترین غمگین شهرم

بیا ای دوست با من باش

که من تنها ترین تنهای این شهرم

عاشقی

عاشقی جرم قشنگی است به انکارش مکوش

به تو مدیونم

مثل شب به صبح فردا

مثل موج سرد و تنها به نگاه ناز دریا

بی تو چه کنم ؟

رفتنت موج غریبی است که دل می شکند

بهت گفتم دوستت دارم

اما تو رفتی

حالا لحظه ها می گزرن آروم و به سختی

چرا غم ها نمی دانند

که من غمگین ترین غمگین شهرم

بیا ای دوست با من باش

که من تنها ترین تنهای این شهرم

بنام هو

سلام بچه ها من علی نصیریان هستم یا همون اشکان

این آخرین مطلبیه که ازم منتشر میشه و میخوام خیلی اروم بکشم کنار

چون نفس ندارم از زیادی سخن معذورم وگرنه خیلی خوب میدونم که نصیحتم تو این سن واستون مفیدتراز شعرمه

یه حرفی میگم نمیدونم کی معنیشو میفهمید ۱ سال َ ۲ سال بعد َ ۱۰ سال بعد یا اصلا ...

اول یه سوال دارم ؟

میدونید چرا بعد از ابتدایی ما با خودکار مینویسیم؟

اره درسته تا بدونیم که بعضی اشتباهات تو زندگی اصلا پاک نمیشن

۱ .بچه ها اگه یه روز عاشق شدید ( اصلا عاشق نشید تو این زمونه چون مطمئنم همه ی همراها یه روزی ولتون میکنن عین همراه من ) بهش نگید دوسش دارید اگه بگید میره و تنهات میذاره

۲ .بچه ها مخصوصا دخترا اگه یه روزی تویه دل کسی عکس قلب رو کشیدید تا آخرش باشید پاش . دل آدما شیشه که نیست بیای روش (( ها  )) کنی و یه قلب بکشی و بری

۳. در نظر من عشق یعنی یه بوسه از لبای عشقت بدون اندکی خجالت ، عشق یعنی بغل کردن عشقت و با تمام حس گفتن دوستت دارم ، عشق یعنی بوسیدن پای معشوقت جلوی کل فامیل بدون اندکی احساس حقارت

۴ . هیچ وقت لژ نشین زندگی نباشید زندگی ناخوداگاه لژ نشیناشو حذف میکنه

۵. تو راه عشق خالص باشید و تا تهش با همون برید حتی اگه اون با چند نفر باشه

۶. قابل توجه شما سایه خانم که گفتی بهم از خداهم بالاترم  ، آن سوی دلتنگی ها خداییست که داشتنش از نداشتنش بهتر است

۷. و گریه میکنم نه برای خودم بلکه برای کسانیکه فکر میکنند میتوانند با خراب کردن زندگی دیگران زندگی خود را آباد کنند

۸. گریه میکنم به سلامتی همه رفیقایی که قول دادن و به قولشون وفا نکردن

۹. و گریه میکنم برای کسانیکه گمان میکنند فقط با عوض کردن سیمکارت و لباسهاشون فکر میکنند خودشونم عوض کردن

۱۰. یادته بهت التماس کردم نری حالا که رفتی برو اما تورو خدا با کسی برو که از من بالاتر باشه از هر لحاظ

۱۱. خیالت راحت به عظمت امام حسین قسم خوردم که همه ی عکساتو پاک کنم

۱۲. به نظر من آدم مهم نیست چه رشته ای میخونه  تجربی یا ریاضی یا فنی یا کاردانش یا انسانی فقط باید یکمی روح انسان دوستی تو قلبش باشه

۱۳.  فقط بدان : تو را آتش عشق گر پر بسوخت             مرا بین که از پای تا سر بسوخت

بترسید

بترسید از خونیکه به ناحق ریخته شود

بترسید از مالی که به زور ستانده شود

بترسید از آهی که از ته دل کشیده شود

                                                                                                         علی نصیریان

The words are easy when the language is LOVE

See !

I love the y

i love the o

i love the u

put them together

وقتی زبانمون زبان عشق باشه کلمات خیلی ساده میشن!

نگاه کن؛

من Y رو دوست دارم

من O رو دوست دارم

من U رو دوست دارم!

حالا اینارو بزار کنار هم . . .

I love my EYES when u look into them
I love my NAME when u say it
I love my HEART when u love it
I love my LIFE when u are in it

چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم،

اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی،

قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی،

زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی . . .

بی هیچ

بی هیچ دلیلی “به یادت هستم“ تا نقض کنم قانونی را که علت می طلبد

جنس من

.
جنس من از آهن و از سنگ نیست / من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست
حال دل از من نمیپرسی چرا / حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست . . .

اگر پرسند

اگر پرسند آخرین نفست به یاد کیست ؟
گویم به یاد کسی که بی وفایی در ذاتش نیست

گاهی

گاهی مرا یاد کن …
من همانم که اگر ساعتی از من بی خبر بودی
آسمان را به زمین می دوختی …

در شب فاصله ها

درشب فاصله ها ، خاطره ها مهمان من است
یاد تو روشنی کلبه ویران من است