بــعـــضـــی وقتهــآاز شدت دلتنگیــــ گریهــ کهــــ هیچ...!!!

دلــ♥ــَت می خــوآهــَد: هــآی هــــآی بمیــــری.....!!!!!!

میشنوی؟دیگر صدای نفسم نمی آید,به دار کشیده مرا بغض نبودنت...

دلتنگیم تمام نمیشود
همین که فکر میکنم دیگر من و تو دیگر ما نخواهیم شد
دلتنگم برای روزهای باتو بودن...

با کدوم خاطره در گیر شده
که دل جون تو پیر شده
خنده از روی لبات پر کشیده
تو چشات دنیا به آخر رسیده
بگو این بغض کدوم خیانته
بغضی که ی بغض بی نهایته
بگو این سوز کدوم آتیشه که سوزنده دلتو از ریشه
سکوتتو بشکن خیلی دلم خونه
بذار دوباره صداتت بپیچه تو خونه
من از سکوت تو این خونه بیزارم صدام بزن صداتو خیلی دوست دارم
با سکوتت داری آبم می کنی
چرا اینجوری عذابم میکنی
خونه دلگیره صداتو کم داره
تو و دیونگیهاتو کم داره
سکوتتو بشکن خیلی دلم خونه
بذار دوباره صدات بپیچه تو خونه ن از سکوت تو این خونه بیزارم
صدام بزن صداتو خیلی دوست دارم

دلتـنگـــــم …
هــــــمـــین !
و ایــــــن نیــــــاز به هــــیچ زبـــان شاعــــرانه ای نــــدارد… 

نمیدونم چه سری توی این ساعته 00:00
هر شب این موقع که میشه دلم میگیره
بدتر از همه اینه که ندونی وقتی که دلت میگیره بری پیش کی و اصلا بهش چی بگی....
اصلا ولش کن...
بقول مرتضی پاشایی:
شاید بپرسی از خودت کجام و در چه حالیم
برای دلخوشیت میگم خوش باش عزیزم عالیم
اما حقیقت اینه که بدون تو شکسته ام
تو مرز مرگ و زندگی بدون تو نشسته ام

من و تو
ما كه نشديم هيچ ...
من
نيمى از خودم را هم باختم

تابوتم فردا از کوچه ات میگذرد
چشم مپوشان
این مرده همانست که بیمار تو بود.....

ببار باران که دلتنگم...................مثال مرده بی رنگم......................ببار باران بزن بر شیشه ی قلبم....................بکوب این شیشه را بشکن..................................که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد {عشق وعاشقی جز دلتنگی مزیت دیگه ای نداره؟؟؟ نابود شدیم آخه}

بعضی وقت ها چیزی می نویسی از دلت
برای یک نفر !
اما دلت می گیرد ،
چشمانت پر از اشک می شود ،
قلبت خالی می شود ،
وقتی یادت می آید ،
همه آن را می خوانند و می پسندند ،
جز همان یک نفر …!

خیلی سخته بعد کلی چشم به انتظاری بگی هیچ حرفی نداری....

میگن : گذشته بر نمی گرده..........تو از من گذشتی و دیگه بر نمی گردی!

ﺑﻌﻀﮯ ﻫﺎ ﺭُﻭ ﺑﺎﯾَﺪ ﺍَﺯ ﺗﻮ ﺭُﻭﯾﺎﺕْ ﺑــِڪِﺸﮯ ﺑﯿﺮﻭﻥْ


ﻣُﺤڪَﻢْ ﺑَﻐَﻠِﺶْ ڪُﻨﮯ،


ﺑَﻌﺪ ﺁﺭﻭﻡ ﺩَﺭِ ﮔﻮﺷِﺶ ﺑــِﮕﮯ :


ﺁﺧِــﮧ ﺗُﻮ ﭼــِﺮﺍ ﻭﺍﻗِﻌﮯ ﻧﯿﺴﺘﮯ ﻻﻣَّﺼَﺒـْ ..

فرشته


-فرشته از سنگ میپرسه چرا از خدا نمیخوای که تو رو

انسان کنه سنگ میگه هنوز اونقدر سخت نشدم که

انسان بشم.


اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی به آسمان بیندیش چون در آسمان کسی

هست که به تو می اندیشد.

-در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد:۱. آبی آسمان که می بینم و می دانم که

نیست ۲. خدا که نمی بینم و می دانم که هست.

-خدا شونه هامونو واسه اینکه کل بار غم هامونو روشون بذاریم نیافریده آفریده تا بعضی وقتا اونارو بندازیم

بالا و بگیم بیخیال......!!!!

-وقتی به دنیا می آییم در گوشمان اذان می گویند و وقتی می میریم بر بدنمان نماز می خوانند زندگی

چقدر کوتاه است فاصله بین اذان تا نماز.

خسته ام


خسته از تکرار شنیدن " مواظب خودت باش "

تو اگر نگران من بودی که نمیرفتی

حرفهام


خدا جون سلام

خوبی؟

من که خوب نیستم..

خدا تا کی این بازی پر از باخت من تموم میشه

خدا میدونم که همیشه کنارمی با این که من بنده خوبی واست نبودم ولی بازم همیشه کنارم بودی و دستم رو گرفتی....

خدا ...!!!

خسته ام

دیگه نایی ندارم

میشه خلاصم کنی ؟؟!!

دیگه نمیتونم....

گاهی که نه ..... همیشه



گاهی وقتا دلم میخواد وقتی بغض میکنم

خدا از آسمون به زمین بیاد

اشکامو پاک کنه

دستمو بگیره و بگه اینجا آدما اذیتت میکنن !!!؟؟

بیا بریم...

خدایا منو ببخش....



خدایا !

از امروز تمامی مشکلاتم را با مداد

و نعمت هایت را با خودکار می نویسم

می دانم که مشکلاتم را با پاک کن مهربانیت

پاک خواهی کرد...

خدایا منو ببخش....



خدایا !

از امروز تمامی مشکلاتم را با مداد

و نعمت هایت را با خودکار می نویسم

می دانم که مشکلاتم را با پاک کن مهربانیت

پاک خواهی کرد...

وجدان


سلام مرا به وجدانت برسان

و اگر بیدار بود بپرس چگونه شب ها را آسوده می خوابد.....؟؟

بن بست


میدونی بن بست زندگی کجاست؟

جایی که

نه حق خواستن داری

نه توانایی فراموش کردن ...


نامه

چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم

تمبر و پاکت و کاغذ هم هست و یک عالمه حرف....

کاش کسی جایی منتظرم بود...

دلی پر از غم دارم امروز روز تولدم هست اما بدم میاد از این روز روزی مسخره اس من ادم نبودم تجربه درستم کرد تازه فهمیدم سرم زیر برف بود با تلنگر خداوند اومدم بیرون مرگ ابجیم داغی بود که سوزاند تمام وجودم را نفسم را زندگیم را حالا میخوام داد بزنم بابا ای دنیا من فهمیدم اشتباه کردم ابجیمو چرا بردی

خسته خسته ام بیشتر از اونی که فکرشم می کردم...

دلم فقط یه آرزو داره اونم مرگه !!

عجیب نیس یه دختره ۱۷ ساله آرزوش بشه مرگ؟؟؟؟؟؟؟؟

نه آخه چرا ؟؟

ای کاش جوابه این چرا های لعنتیمو می دونستم...

این چراهایی که دارن داغونم میکنن..

تولودمه

بچه ها امروز تولدم خیلی سخته واسم که ابجیم دیگه پیشم نیست تا بغلم کنه و ببوسم بگه تولدت مبارک  چقدر دل تنگی سخته